محسن رستگار وکیل تهران

الزام به تحویل مبیع(ملک خریداری شده)

پرداخت هزینه مشاوره وکیل

وکیل ارث تهران و وکیل پایه یک دادگستری تهران

الزام به تحویل مبیع، یکی از دعاوی مهم در حقوق مدنی به شمار می‌رود که در صورت امتناع فروشنده از تحویل ملک فروخته شده به خریدار، توسط وی اقامه می‌گردد. این وضعیت اغلب در فاصله زمانی بین انعقاد قرارداد و تنظیم سند رسمی انتقال رخ می‌دهد، زیرا در این بازه زمانی، ارزش ملک ممکن است افزایش یابد و فروشنده با توهم فروش مجدد به قیمت بالاتر، از ایفای تعهد خود در قبال خریدار سرپیچی نماید.

با این حال، در میان محاکم کشور اختلاف نظرهای قابل توجهی در خصوص نحوه رسیدگی به این دعوا وجود دارد. رویه غالب دادگاه‌ها بر این اساس استوار است که خریدار ابتدا باید دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی انتقال ملک را تقدیم نماید و پس از صدور حکم و تنظیم سند، می‌تواند برای تحویل ملک اقدام کند. در غیر این صورت، دعوای الزام به تحویل مبیع بدون وجود سند رسمی به نام خریدار، در دادگاه رد خواهد شد.

لازم به ذکر است که دعوای الزام به تحویل مبیع غیرمنقول، مستقل از سایر دعاوی مرتبط با ملک، از جمله الزام به اخذ پروانه تفکیکی، الزام به اخذ پایان کار ساختمان، الزام به انجام تعهدات قراردادی و موارد مشابه است و به تنهایی قابل طرح در محاکم می‌باشد. هزینه دادرسی این دعوا نیز بر اساس ارزش منطقه‌ای و معاملاتی ملک مورد نظر تعیین می‌گردد.

نکته حائز اهمیت دیگر در این زمینه، لزوم طرح دعوا به طرفیت تمامی مالکان رسمی قبلی ملک است. در صورتی که ملک مورد اختلاف در دعوای الزام به تحویل مبیع، مالک رسمی دیگری غیر از طرفین دعوا داشته باشد، لازم است که همگی ایادی قبلی ملک به عنوان خوانده در دعوا طرف شوند. چنانچه در تعیین خوانده دعوا اشتباهی رخ دهد، ممکن است منجر به صدور قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا از سوی دادگاه گردد که در نتیجه، خسارت و ضرر و زیان جبران‌ناپذیری به خواهان (خریدار) وارد خواهد شد.

مرجع صالح برای رسیدگی به دعوای الزام به تحویل مبیع (ملک)، دادگاه حوزه محل وقوع ملک غیرمنقول است. این امر با توجه به ماهیت دعوا که ناظر بر ملک واقع در یک منطقه خاص است، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد.

شروط درخواست الزام به تحویل مبیع

وجود عقد بیع معتبر میان خریدار و فروشنده: قبل از هر چیز، باید یک قرارداد بیع واقعی و صحیح میان طرفین منعقد شده باشد. برای درخواست الزام به تحویل مبیع (ملک خریداری شده)، شرایط و ملزومات خاصی باید احراز گردد. این شرایط عبارتند از:

بر اساس تعریف مندرج در ماده 338 قانون مدنی، عقد بیع زمانی محقق می‌گردد که فروشنده (بایع) مالی را در ازای دریافت ثمن معین، به خریدار (مشتری) واگذار نماید و طرفین با قبول و توافق متقابل، این انتقال مالکیت را تنفیذ کنند. بنابراین، در صورت فقدان چنین رابطه حقوقی میان خواهان و خوانده، اساساً دعوای الزام به تحویل مبیع بی‌موضوع خواهد بود.

صحت و اعتبار عقد بیع واقع شده: علاوه بر وجود عقد بیع، لازم است این عقد از نظر شرایط و ارکان، صحیح و معتبر باشد. چنانچه عقد بیع به هر علتی از قبیل اقاله (فسخ توافقی)، انفساخ (بطلان عقد)، فسخ و یا سایر موارد باطل یا منحل گردد، دیگر نمی‌توان آن را مبنای دعوای الزام به تحویل مبیع قرار داد. زیرا طبق ماده 362 قانون مدنی، بیع فاسد (باطل) هیچگونه اثر تملیکی ندارد و خریدار باید مال را به مالک اصلی مسترد نماید.با احراز این دو شرط اساسی، خریدار می‌تواند با اطمینان خاطر نسبت به طرح دعوای الزام به تحویل مبیع در دادگاه صالحه اقدام نماید.

نظر قضات در دعوای الزام به تحویل ملک: الزام به تحویل مبیع یکی از مسائل پر چالش در حقوق مدنی و قراردادهای بیع به شمار می‌رود که اختلاف نظرهای گسترده‌ای را میان قضات و حقوقدانان موجب گردیده است. این اختلافات ریشه در تفسیرهای متفاوت از مقررات قانون مدنی و قانون ثبت اسناد و املاک دارد و باعث شده تا در این زمینه، رویه‌های قضایی متناقضی در محاکم کشور شکل گیرد.

یک دسته از قضات با تکیه بر اصول حاکم بر قانون مدنی و لزوم اجرای قراردادها، معتقدند که با تحقق عقد بیع به نحو صحیح و انتقال مالکیت به خریدار، آثار و تعهدات ناشی از این عقد از جمله الزام فروشنده به تحویل مال غیرمنقول (مبیع) نیز باید بر وی مترتب گردد. از این منظر، صرف نداشتن سند رسمی انتقال نمی‌تواند مانع پذیرش دعوای الزام به تحویل مبیع توسط دادگاه باشد. این دیدگاه بر مواد 10، 219، 220، 338، 339 و 362 قانون مدنی متکی است.

اما در مقابل، برخی دیگر از قضات با استناد به مقررات قانون ثبت اسناد و املاک، رویکرد متفاوتی در پیش گرفته‌اند. این گروه، مواد 22، 46، 47 و به ویژه ماده 48 قانون ثبت را لازم‌الرعایه دانسته و معتقدند که این قانون به صراحت اعتبار اسناد عادی مانند مبایعه‌نامه یا قولنامه را در انتقال املاک منتفی اعلام کرده است. از این رو، پذیرفتن دعوای الزام به تحویل ملک بر اساس چنین اسنادی را مغایر با قانون ثبت می‌دانند و از صدور حکم در این خصوص خودداری می‌کنند.

این اختلاف نظرهای عمیق، منجر به صدور آرای متناقض در محاکم شده است. برخی قضات با استناد به قانون مدنی، سند عادی را معتبر دانسته و فروشنده را به تحویل ملک ملزم می‌کنند؛ در حالی که برخی دیگر با تمسک به قانون ثبت، از صدور چنین حکمی امتناع می‌ورزند. این وضعیت، ابهامات و پیچیدگی‌های حقوقی فراوانی را در این زمینه به وجود آورده است.

الزام به تحویل مبیع مالی است یا غیر مالی؟

الزام به تحویل مبیع، یکی از دعاوی مهم در حوزه حقوق مدنی و قراردادهای بیع محسوب می‌شود که ماهیت مالی دارد. دعاوی مالی، به دعاوی مربوط به امور مالی و حقوق مالی اطلاق می‌گردد که در آن، موضوع اصلی، مال یا حق مالی است. از آنجایی که در دعوای الزام به تحویل مبیع، خواسته اصلی خواهان، تحویل گرفتن ملک یا مال غیرمنقول خریداری شده از فروشنده می‌باشد، این دعوا نیز جزء دعاوی مالی قلمداد می‌گردد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره ما

 این سایت با هدف افزایش اطلاعات و آگاهی شما عزیزان در خصوص حقوق و قوانین ایران تأسیس گردیده است.  

دفتر وکالت و مشاوره حقوقی گروه وکلای ایران با مدیریت جناب آقای محسن رستگار وکیل پایه یک دادگستری و همکاری گروهی از وکلای پایه یک دادگستری تهران آماده قبول وکالت و اعطای مشاوره حقوقی به هموطنان عزیز می باشد. 

تماس با ما

error: Content is protected !!